همدم غــــــم
شادی نکند آنکه تو را همدم غــــــم خواست
آزرده شود هــــــر کـــــه به آزار تــو برخـاست
غم نیست اگر وزوز و چــرخ مگســی هسـت
وقتی که خـدا با همـه ی قـدرتش اینجـاست
آلـوده نخـــواهد شــدن آن دل کــــه تـــو داری
چون قلب تو هم قامت و هم وسعت دریاست
ترکیــب تو با حـــس خـــداوند قشنـــگ است
پیـــوند تو با خـــانه ی خورشید چه زیبـــاست
غمگین مشو از حمــــله ی تاریکـی این شهر
در دســت تو پیـروزی و آرامــــــش فــرداست
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی ۱۳۹۲ ساعت 0:47 توسط مزدک
|