در چشم بسته ام پیدا نمی شوی
در چشم بسته ام پیدا نمی شوی
تو واقعیتی رویا نمی شوی
من با نگاه تو تب میکنم ولی
تو با تمام من شیدا نمی شوی
مثل حباب در کف های ساحلی
افسوس میخورم دریا نمی شوی
دیوانه می شوم از اشک های تو
با این همه جنون لیلا نمی شوی
تنهایی من از دلواپسی پر است
همدرد با دلم گویا نمی شوی
پاییز میرسد تو رفتی و دگر
در خاطرات هم احیا نمی شوی
کابوس می شود هرشب خیال تو
حتی به خواب هم رویا نمی شوی...
الهام احمدی